برچسب:
نویسنده: رادین فدایی
از اردیبهشت ماه سال آینده، تصمیم دارم برم مسافرت. شهرها و روستاهای سراسر ایرانو بگردم و خودمو توی یه دوره تازهای قرار بدم. بتونم بیشتر خلوت کنم و بنویسم. نمی دونم کیا این پست رو میخونن، ولی خوشحال میشم به بهانه این مسافرت، تعاملم با انسانها رو افزایش بدم. ساکن کجایید؟ پیشنهادتون چیه؟
برچسب:
نویسنده: رادین فدایی
فکر کن که به تو فکر نمیکنم. به هیچ چیز تو. به هیچ مقدار از تو. به هیچ لمس، به هیج نگاه، به هیچ نفس، به هیچ آغوش. اگر باور کنی که فکر نمیکنم، لابد زیر سنگینی بزرگی که روی کولم میبرم له شدهام و سنگ روی گوشت ساتور شدهای از مغز و قلب در تقلایی برای تپیدن جاگیر شده است.
برچسب:
نویسنده: رادین فدایی
با این وضعیت حتی نمیشود با خیال راحت لشید. از سوگ زمان، دلم میخواهد عوض حمام آفتاب، گرمازده شوم، پوست مردهام ترک بخورد. سرم با اصابت پتک دور خودم بپیچد. تلخی معلق در روزمرگیهایم تام و تمام قی شود و دوباره فتوسنتز کنم. نور خورشید را ببلعم و در ساحل آفتابی رویاهایم برای همیشه بخوابم. فتوپف...فتوپف...
برچسب:
نویسنده: رادین فدایی